[عمومی , ]
سلام به دوستای گلم امیدوارم همتون خوب باشه میخوام از این به بعد خلاصه ای از خدمت سربازیم رو توضیح بدم شاید خوشتون بیاد شایدم حالتون بهم بخوره فعلا با اجازه
نوشته شده توسط علی در شنبه 3 شهریور 1386 و ساعت 06:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
اجباری [عمومی , ]
سلام دوستای گلم خوبین ؟ من که خیلی خوبم اینقدر خوبم که داره از گلوم میزنه بیرون میدونین چی سده ؟ من سرباز شدم  چه بد شد نه ؟ میدونم که همه از دوریه من تلف میشن D      : شوخی کردم ولی اینو میدونم که دل من برای همتون یه ذره شده خیلی ستم خدایش ایشاله همه معاف بشن نرن سربازی
نوشته شده توسط علی در شنبه 5 خرداد 1386 و ساعت 01:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
از خودم و کارم . . . [عمومی , ]
سلام همه خوبین بعد از مدتها دوباره برگشتم میخوام یکم از کارم و همکارام بگم البته من زیاد نمیگم خودتون ببینین ولی خیلی حال میکنم 
خودم ِ خونه عمم 
با بچه های دفتر تو راه خونه پشت ترافیک .روز تولد امام رضاست چون !!!!! 
بعد از حموم ٍ میبینی چه تمیز شدم !!!!!!!!! 
محمد رفیق فاب و همکارم . 
قول میدم هیچکدومتون تا حالا روی میز رئیستون همچین کاری نکردین . . .
نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 15 آذر 1385 و ساعت 11:12 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 15 آذر 1385 و ساعت 11:12 ق.ظ
()
نظر
معلم شهید [عمومی , ]

حکومت مذهبی رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی ، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال می کنند و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت. آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است ، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین می داند و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند . یک زعیم روحانی خود را بخودی خود زعیم میداند ، به اعتبار اینکه روحانی است و عالم دین ، نه به اعتبار رأی و نظر و تصویب جمهور مردم ؛ بنابراین یک حاکم غیر مسئول است و این مادر استبداد و دیکتاتوری فردی است و چون خود را سایه و نماینده خدا می داند ، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هیچ گونه ستم و تجاوزی تردید به خود راه نمی دهد بلکه رضای خدا را در آن می پندارد . گذشته از آن ، برای مخالف ، برای پیروان مذاهب دیگر ، حتی حق حیات نیز قائل نیست . آنها را مغضوب خدا ، گمراه ، نجس و دشمن راه دین و حق می شمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل خدایی تلقی می کند دکتر شریعتی
نوشته شده توسط علی در جمعه 10 شهریور 1385 و ساعت 11:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[عمومی , ]
به نام خدا سلام بچه ها و همه دوستای گلم امیدوارم خوش و خرم باشین بچه ها عکسهای توهین آمیز به اسلام اصلی رو هم پیدا کردم دیگه خجالت کشیدم بذارم رویه وبلاگم هر کی میخواد ببینه اینا چقدر بی شرفن میلشو بده تا براش میل کنم در ضمن دیگه سرم خورده به دیوار میخوام یکم درس بخونم برای کنکورم (با اشاره به وبلاگ قشنگه دوست خوبم صفای پشت کنکوری) و کمتر آپ میکنم دیگه . انشالله همتون تو زندگی پیروز باشین
بچه ها دلم براتون تنگ میشه
نوشته شده توسط علی در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
کتاب فارسی [عکسهای دیدنی , ]
کتاب فارسی مدارس بومی می شود 
نوشته شده توسط علی در شنبه 22 بهمن 1384 و ساعت 02:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
دعا [عمومی , ]
دعا ... 
خدایا در زندگی هرگز از یاد نمی برم گرچه والدینم موهبت تولد در این دنیا را به من عطا كردند. اما تو هستی كه موهبت زندگی جاودانه را به من می بخشی! خدایا !اگر با من باشی چه كسی می تواند علیه من باشد؟ اگر من با تو باشم چگونه ممكن است كه دشوار ها نصیبم شوند و از میان برداشته نشوند؟ خدایا چنان نزدیكی كه نمی توانم ببینمت صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ، اما من آن را نمی شنوم . مرا به اعماق درونم ببر تا شكوه بی پرده جمال تو را بشنوم مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم و همواره به عنوان یگانه پناه گاهم به تو رو كنم.
نوشته شده توسط علی در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ
()
نظر
عاشورا [عمومی , ]
عاشورا شكست پیروز
و شما دو تن، ای خواهر! و ای برادر! كه به " انسان بودن " معنا دادید و به " آزادی " جان و به " ایمان " و " امید " ایمان و امید،... و با مرگ شكوهمند خویش به "حیات " زندگی بخشیدید: آری، ای دو تن! توده ما قرنهاست كه در غم شما و در عشق به شما میگرید . مگر نه عشق تنها با اشك سخن میگوید؟! یك ملت، در طول یك تاریخ، در اندوه شما ضجه میكند. بهجرم این عشق تازیانهها خورده و قتلعامها دیده و شكنجهها چشیده و هرگز برای یك لحظه، نام شما دو تن از لبش و یادتان از خاطرهاش و آتش بیتاب عشق شما از قلبش نرفته است. هر تازیانهای كه از دژخیمی خورده است، داغ مهد شما را بر پشت و پهلویش نقش كرده است. ای زینب (س)! ای زبان علی (ع) در كام! با ملت خویش حرف بزن. ای زن! ای كه مردانگی در ركاب تو، جوانمردی آموخت! زنان ملت ما اینان كه نام تو آتش عشق و درد، بر جانشان میافكند، به تو محتاجند؛ بیش از همه وقت... تو كه فریادهایی بر سر شهد قساوت و وحشت میكوبیدی و پایههای قصر جنایت و قدرت میلرزاندی،... برآشوب؛ تا در خویش برآشوبند و تار و پود این پردههای عنكبوت فریب را بدرند و... ... و ای حسین (ع)! با تو چه بگویم؟ ”شب تاریك و بیم موج و گردابی چنین حایل“ و تو ای چراغ راه! ای كشتی رهایی! ای خونی كه از آن نقطهی صحرا، جاودان میطپی و میجوشی و در بستر زمان جاری هستی، و بر همه نسلها میگذری، و هر زمین حاصلخیزی را سیراب میكنی، و هر بذر شایسته را در زیر خاك میشكافی و میشكوفانی، و هر نهال نشستهای را به برگ و بار حیات و خرمی مینشانی! ای آموزگار بزرگ شهادت! برقی را از آن نور بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفكن. قطرهای از آن خون را در بستر خشكیده و نیممرده ما جاریساز، و تفی از آتش آن صحرای آتشخیز را به این زمستان سرد و فسرده ما ببخش. ای كه ” مرگ سرخ “ را برگزیدی تا عاشقانت را از ” مرگ سیاه “ برهانی، تا با هر قطره خونت، ملتی را حیات بخشی و تاریخ را به طپش آری و كالبد مرده و فسرده عصری را گرم كنی و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی! ایمان ما، ملت ما، تاریح كنی و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی! ایمان ما، ملت ما، تاریح فردای ما، كالبد زمان ما، به تو و خون تو محتاج است . دكتر علی شریعتی
نوشته شده توسط علی در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
کربلا [عمومی , ]
کربلا رو عشقه فقط 
نوشته شده توسط علی در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
بیایید ایران و ایرانی را از همه برتر بداریم [عمومی , ]
بیایید ایران و ایرانی را از همه برتر بداریم روز 29 بهمن روز سپندار مذگان روز عشق شاد باد 
وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فكر می كنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده میآید! اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب و دور از انتظار نیست، چون عبارت "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف كرده اند: "تغییراتی در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود." این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیكر ملت ما فرود آمد كه جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم! شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند. اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است! همینطور كلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از «بدرود» در دهان ها میچرخد. ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم! این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند. سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند! جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، برای شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند! همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است. چند سالی ست حوالی26 بهمن ماه (14 فوریه) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای كه در مورد والنتاین سوال كنی می داند كه "در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند.كلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد.كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!" اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند. ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند. "اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند! برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد. شاید هنوز دیر نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل كنیم. ( منبع zendehrood.com ) از تمامی مدیران و طراحان وب و وبلاگ نویسان ایرانی سراسر جهان خواهش می كنم تا این صفحه را در سایت خود ایجاد و پیوند آن را در صفحه اول سایت قرار دهند و یا در صفحه اول سایت خود به این صفحه پیوند دهند.
نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 29 دی 1384 و ساعت 12:01 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
|